واکنش هفتم

نوشته :فرزام مجتبایی/پخش در راه سبز..

اگر بخواهیم در عالم موسیقی، از کسی یاد کنیم که همواره در کنار مردم بوده و هست، بی شک نام استاد محمد رضا شجریان به ذهنمان خطور می کند.

در این یادداشت به زحمت هایی که استاد برای موسیقی کشیده و یا موفقیت هایی که به دست آورده اند نمی پردازم ،زیرا که نه دانش کافی برای پرداختن به این مقوله ی مهم و تخصصی را دارم و نه در این بحبوحه، جای این گونه سخنان است.

در این یادداشت تنها به موقعیت و حضور اجتماعی استاد اشاراتی می کنم.

فارغ از استعداد و پشتکار هنری استاد که باعث شده است که ایشان سالیان سال در دل مردم خانه داشته باشند،از منظر اجتماعی اولین واکنش استاد برمی گردد به سال 56 که ایشان همراه اعضای شیدا و عارف و استاد بی نظیر غزل پارسی ه.ا.سایه در واکنش به حضور نیروهای نظامی، از رادیو استعفا دادند.

واکنش دوم در همان سالهای 56-57 بود که ایشان همراه افراد نام برده اقدام به تاسیس کانون فرهنگی-هنری چاووش کردند.

در این کانون که مصادف شد با انقلاب 57 تصنیف های بسیار زیبا و به خصوص میهنی در توصیف مجاهدتهای مردم در آن سالها ضبط و اجرا شده در دسترس عموم قرار گرفت.

اشاره ای میکنم به چند تصنیف آن دوران:

1.تصنیف زیبای "ای سرای امید" با شعری از هوشنگ ابتهاج و آهنگی از محمد رضا لطفی که تا هزاران سال دیگر هم این تصنیف بی شک در دل ایرانیان خواهد ماند:

ایران ای سرای امید
بربامت سپیده دمید

بنگر کزین ره پر خون
خورشیدی خجسته رسید

اگر چه دلها پر خون است
شکوه شاهدی افزون است


2.تصنیف ماندگار "میهن" با شعری از دکتر احسان طبری(در آن سال بنا به ملاحظاتی بر روی کاست شاعر با نام "ا.سپهر" معرفی شد) و آهنگی از حسین علیزاده که کاری ماندگاز از آب درآمد:

ایران خورشیدی تابان دارد
با جان پیوندی پنهان دارد

مهرش جاویدان با دل پیمان دارد
دل پاس پیمان دارد تا جان دارد


3.تصنیف حماسی و خروشی "شبنورد" با شعری از اصلان اصلانیان و آهنگی از محمد رضا لطفی که در سالهای آغازین جنگ و برای توصیف آن روزگار سروده و اجرا شده و البته کماکان هم طراوت و شیوایی خود را از دست نداده:

شب است و چهره ی میهن سیاهه
نشستن در سیاهی ها گناه

تفنگم را بده تا ره بجویم
که هر که عاشقه پایش به راهه

برادر بی قراره
برادر شعله واره

برادر دشت سینه اش لاله زاره

...

واکنش سوم زمانی بود که استاد در سال 62 آوازی در بیداد همایون با غزلی شیوا و مناسب با حال ایام از خواجه حافظ شیرازی بر آهنگی از زنده یاد پرویز مشکاتیان خواند که به تعبیر بسیارانی شرح بیدادی بود که بر مردم و به خصوص احزاب سیاسی در دهه ی 60 رفت که کار این بیداد به مجلس هم کشید به خصوص که در گوشه ی بیداد در دستگاه همایون هم خوانده شده بود که به تعبیر یکی از اساتید از این آواز مردم به نام "بیداد زمانه" یاد می کنند:

یاری اندر کس نمی بینم،یاران را چه شد؟
دوستی کی آخر آمد،دوستداران را چه شد؟

آب حیوان تیره گون شد،خضر فرخ پی کجاست؟
خون چکید از شاخ گل،ابر بهاران را چه شد؟
...

واکنش چهارم در سال 73 بود که استاد آواز جگر سوز و غم انگیز دیگری در دستگاه "دشتی" خواند که باز هم به تعبیر بسیارانی شرح درد خانواده هایی بود که عزیز خود را چه در جنگ و چه در اعدامهای دسته جمعی سال 67 از دست داده بودند و همچنین شرح درد رزمندگانی بود که از جبهه های جنگ برگشته بودند و به نوعی این شعر و آهنگ را توصیف دربه دری های خود می دانستند:

آه از آن نرگس جادو که چه بازی افکند
وای از آن مست که با مردم هوشیار چه کرد!
...

در همان سالها بود که استاد از مدیر وقت صدا و سیما خواستند که دیگر صدای ایشان را پخش نکنند که متاسفانه این اعتراض به جایی نرسید.

واکنش پنجم در دومین دوره آقای خاتمی بود که متاسفانه مشخص نیست به چه دلایلی به یکی از آلبوم های استاد اجازه ی پخش داده نشد که ایشان مصاحبه ای جنجال برانگیز با روزنامه ی "شرق" انجام دادند که در ان مصاحبه گفتند:"وزارت ارشاد به چه حقی به خود اجازه می دهد که مجوز بدهد یا ندهد!"

اعتراض بعدی بر می گردد به همین یک سال قبل که زمان اجرای کنسرت همایون شجریان و گروه دستان در تالار وزارت کشور بود. که در قسمتی از کنسرت برق تالار در حالی که تمامی منطقه برق داشت،قطع شد.و همین امر باعث شد ایشان به روی سن رفته و از پشت میکروفون سخنان اعتراض آمیزی ادا کردند.متن سخنان اینگونه بود:

"دست یکایک شما عزیزان عزیز را می بوسم،که این گونه رفتارها را که جز شیطنت چیزی نیست تحمل می کنید.باید از  وزارت کشور که صاحب خانه است سوال کرد که چرا باید در چنین وضیعتی برقش برود؟هیچکس جواب گوی ما نیست.

  از دشمنان برم شکایت به دوستان
چون دوست دشمن است شکایت کجا برم؟

کسانی که فکر می کنند می توانند جلوی این برنامه ها و جمع ها را بگیرند،سخت در اشتباهند.
تا زبان پارسی هست،موسیقی این زبان هم هست.

جلوی این زبان و موسیقی را نمی توان گرفت،حواسشان را جمع کنند!"

و سرانجام می رسیم به انتخابات پر حاشیه امسال که اینبار هم استاد ثابت کردند که همچنان مردمی هستند و در واکنش به وقایع ناگوار پس از انتخابات در مصاحبه با شبکه ی فارسی زبان "بی بی سی" اینگونه سخن گفتند:

واکنش ششم"در شرایطی‌که مردم ما در بهت و حیرت فرورفته‌اند و در شرایطی‌که این خس و خاشاک با طوفانی که آقای احمدی‌نژاد به ‌پا کرده به حرکت درآمده‌اند،صدای من جایی در تلویزیون و رادیوی صدا و سیمای جمهوری اسلامی ندارد؛ و این هست مؤکداً خواستم  که دیگر صدای من را پخش نکنند و به حق وحقوق من تجاوز نکنند و باعث ناراحتی من نشوند.این صدا، صدای خس و خاشاک است و همیشه هم برای خس و خاشاک خواهد ماند.

من بارها و بارها گفته‌ام و سال ۱۳۷۴ از رئیس وقت صدا و سیما خواستم که صدای مرا پخش نکنید، ولی باز هم بعد از چند وقت خواست مرا ندیده گرفتند و به حق و حقوق من تجاوز کردند و من هر بار که صدای خودم را از این رسانه ، می‌شنوم، بدنم می‌لرزد و احساس شرم می‌کنم؛این است که مؤکداً از این رئیس جدید هم خواستم که دیگر به حقوق من تجاوز نکنند و صدای مرا دیگر از این رسانه پخش نکنند. این سرودهایی که من خوانده‌ام در سال ۱۳۵۷ و ۵۸ به‌خاطر آن حرکت رستاخیزی بود که مردم انجام داده بودند و برای آن حرکت بود؛ ولی حالا می‌بینم که دارند این سرودها را در صورت من، امثال من و مردمانی که من برایشان خواندم، می‌زنند؛ این هست که من دیگر اجازه نمی‌دهم این‌ها این سرودها را همین‌جور پخش بکنند، چون این‌ها هیچ حقی در این سرودها و صدای من ندارند"


مردم نیز به پاس این همراهی در اقدامی بی سابقه دست به تهیه نسخه ی اصلی آلبوم زیبای رندان مست، آخرین محصول به بازار ارایه شده ی استاد زدند که فروش این آلبوم رکوردی جدید در کارهای استاد به جا گذاشته است.

اما آخرین کار استاد تا این لحظه، تصنیفی است به نام "زبان آتش" با شعری از زنده یاد فریدون مشیری و آهنگی از خود استاد که به صورت رایگان در اینترنت برای دانلود گذاشته شده،خطاب این شعر به سرکوب گران و کسانی است که می خواهند به زور اسلحه حرف خویش را به کرسی بنشانند:

واکنش هفتم..:

تفنگت را زمین بگذار
که من بیزارم از دیدار این خونبارِ ناهنجار

تفنگِ دست تو یعنی زبان آتش و آهن
من اما پیش این اهریمنی ابزار بنیان کن

ندارم جز زبانِ دل -دلی لبریزِ مهر تو-
تو ای با دوستی دشمن.

زبان آتش و آهن
زبان خشم و خونریزی ست

زبان قهر چنگیزی ست
بیا، بنشین، بگو، بشنو سخن، شاید

فروغ آدمیت راه در قلب تو بگشاید.
برادر! گر که می خوانی مرا، بنشین برادروار

تفنگت را زمین بگذار
تفنگت را زمین بگذار تا از جسم تو

این دیو انسان کش برون آید.
تو از آیین انسانی چه می دانی؟

اگر جان را خدا داده ست
چرا باید تو بستانی؟

چرا باید که با یک لحظه غفلت، این برادر را
به خاک و خون بغلطانی؟

گرفتم در همه احوال حق گویی و حق جویی
و حق با توست

ولی حق را -برادر جان-
به زور این زبان نافهم آتشبار

نباید جست...
اگر این بار شد وجدان خواب آلوده ات بیدار
. تفنگت را زمین بگذار ..

 و اینگونه است راز ماندگاری هنرمندی که هرگز از دل مردمانش بیرون نخواهد رفت.عمر پر ثمرش درازتر باد...عمرش جاویدان باد.

میر حسین موسوی به جشن تولد استاد شجریان رفت

میرحسین موسوی و استاد شجریانجشن سالگرد تولد استاد محمدرضا شجریان از سوی هنرجویان کارگاه آواز با حضور رئیس فرهنگستان هنر"میرحسین موسوی محبوب" برگزار شد.

به گزارش خبرنگارما در این مراسم غیر رسمی که بعد از ظهر دیروز و بدون اطلاع قبلی برای این استاد آواز ایران برگزار شد ابتدا یکی از هنرجویان متنی را قرائت کرد که قبل از به اتمام رسیدن آن مهندس موسوی به جمع حضار در کارگاه پیوست.

در ادامه این مراسم و پس ازتبریک سالگرد تولد استاد از سوی هنرجویان، مهندس موسوی در چند دقیقه با اشاره به حضور پربرکت و افتخارآمیز  شجریان در فرهنگستان هنر برای تربیت نسل جدیدی از هنرجویان مشتاق فراگیری آواز ایرانی از وی سپاسگزاری کرد.

پس ازسخنان رئیس فرهنگستان هنر، استاد شجریان نیز با تشکر از مسئولان فرهنگستان بویژه مهندس موسوی و معاونت هنری فرهنگستان که این امکانات را برای برگزاری کارگاه آواز در جهت اعتلای هنر موسیقی ایجاد کرده اند در باره سلوک و نحوه عملکرد هنرجویان برای مقبولیت هنرشان نزد مردم سخنانی ایراد کرد.

در این مراسم که علاوه بر هنرجویان، شاگردان قدیمی استاد از جمله نوربخش، جهاندار، رفعتی و شفیعی نیز حضور داشتند قاسم رفعتی به اجرای آواز پرداخت و در پایان کارگاه آموزشی با خواندن آواز از سوی هنرجویان به کار خود ادامه داد.

 +خبر از مهر

او خود  گفته بود...

 

محمد رضا لطفیروزي و روزگاري بود بس رفيقانه که هيچ کس داعيه برتري نداشت و عشق محور نزديکي ها بود و همه ما وطن دوست و آرمان گرا بوديم. فرهنگ ايران زمين را با همه نارسايي هايش دوست داشتيم و همه با هم تلاش مي کرديم لاشه فروپاشيده موسيقي ايراني اصيل و ناب هنري را با برداشت جديد و پويا به مقام والاي خود برسانيم. همه جوان بوديم و چيز زيادي نمي خواستيم، با هم تبادل نظر داشتيم و دل مان براي يکديگر تنگ مي شد. آن زمان از روزگار کنوني ما زياد دور نيست، اما اين آتش دروني که مايه اصلي نزديکي ما بود، در ميان تنش هاي روزگار که کم هم نبود، کمرنگ شد و هر يک از ما را به سمتي دور پرتاب کرد که ما تا به امروز نتوانستيم همديگر را دوباره آن گونه رفيقانه دوست بداريم.

هنگامي که از من بپرسند چرا تا اين اندازه با هم بيگانه شديم، خواهم گفت عمده علت آن پيچيدگي ساختار اجتماعي و شيوه زمامداري و بي دقتي خود ما بود که نتوانستيم قوانين اين جريان عظيم اجتماعي را به درستي تحليل کنيم. تا زماني که فرهيختگان ما زنده بودند و روزنامه هايي بود که تحليلي درست به ما مي داد، ما مي توانستيم آينده مان را رصد کنيم و اين گونه به جايگاه اجتماعي مطمئن تري تکيه کنيم.

روزي يکي از فرزانگان بزرگ سياسي ما گفت؛ «جريانات اجتماعي ايران وارد تونل تاريکي شده که نمي شود انتهاي روشن تونل را به خوبي ديد.» امروز همان روزي است که هوا بس خطرناک تيره شده و ما هنوز در ميان همان تونل تاريک در حرکت بوده و زندگي مي کنيم. هنوز تونل تعالي و تکامل نظام ما تاريک است و نسل هاي بعد از ما نيز قادر به عبور از اين تنگه تاريک نشده اند که اميد است با توجه و هوشياري بيشتر مردم و خرد پخته دولتمردان ما بتوانيم به روشنايي آن طرف تونل برسيم که آرزويي است طبيعي که همه ما 30 سال است به انتظار نشسته ايم.

تداوم زندگي ما موسيقيدانان متعهد، حاصل دوران سخت و پيچيده يي بود که هريک به اندازه توان مان تلاش کرديم و در راه احياي موسيقي کشورمان زحمت کشيديم تا پرچم پرافتخار ملي ايران زمين را در ايران و بيرون مرزها برافراشته نگه داريم. با اينکه تعداد ما زياد نبود اما آنچه جاودان مانده و به بخشي از خاطرات ملي ما تبديل شده، نتيجه کار همين گروه از موسيقيدانان بوده و هم اکنون نيز در ميان انگشتان و حنجره جوانان ما در حرکت است.

پرويز مشکاتيان که روحش قرين رحمت باد، آثار جاوداني را به فرهنگ ايراني افزود. «رزم مشترک»، «ايراني» و «مرا عاشق چنان بايد» حاصل يکي دو سال قبل و بعد از انقلاب 57 بود که باعث شکوفايي موسيقي و شهرت خوانندگاني چون ناظري و شجريان و بعدها شادروان بسطامي شد. هنوز بهترين آثار هنرمند گرامي شجريان بازتاب همکاري پرويز مشکاتيان در آثار جاودانه «آستان جانان» و «مرکب خواني نوا» است. پرويز تلاش زيادي براي معرفي خوانندگان شناخته شده و ناشناس کرد، او واقعاً عاشق غزل و هنر تصنيف سازي بود و به آوازخوانان خوب همواره احترام مي گذاشت.

پرويز مشکاتيان هم در عرصه نوازندگي سنتور صاحب سليقه خاص بود و هم در عرصه آهنگسازي خط و خطوط زيبايي را دنبال مي کرد. آنچه در رشد مشکاتيان تاثير زيادي داشت، نزديکي عليزاده و همکاري بسيار عالي بين اين دو در گروه عارف بود که هر دو سکاندار قدرت نوازندگي در گروه عارف بودند. فرم چهارمضراب به وسيله گروه ابتدا در کار عليزاده خود را نشان داد و در کار مشکاتيان به درجه رشد زيادي رسيد. نفر بعدي که بر روش نوازندگي و سازندگي او تاثير زيادي گذاشت، ناصرخان فرهنگ فر بود که به پرويز ريتم هاي لنگردار و شکسته را ياد داد و او توانست از اين ضرب هاي شکسته ناصر کمال استفاده را بکند. اين تاثيرها، تازگي فوق العاده يي به کار مشکاتيان داد.

يکي از خوبي هاي مشکاتيان اين بود که گوشي حساس و فراگيري بي نظيري داشت. خيلي زود بهترين چيزها را مي گرفت و دوباره بدان جان تازه مي داد و آن را با آرايشي جديد تحويل جامعه مي داد. او ترسي نداشت که بگويند اين کار برگرفته از اين آهنگ و آن آهنگساز است. با شوري که داشت هر ملودي را جان تازه مي داد و آن را از درون خود عبور مي داد و به آثار تازه تري دست مي يافت.

در رابطه با رنگ آميزي ارکسترنو ايراني نيز پرويز ذوق سرشاري داشت. صداي گروهش بسيار کوک و زيبا بود تا جايي که ما مدت ها بود چنين صدايي از يک گروه با سازهاي ايراني نمي شنيديم.

متاسفانه پرويز با اين همه استعداد خود را به ورطه خطرناکي سوق داد تا جايي که به حرف هيچ يک از دوستان نزديکش گوش نمي داد. هنگامي که شادروان ناصر فرهنگ فر را خاک مي کردند گفته بود «نوبت بعدي من خواهم بود». او ديگر رمق زندگي کردن در سختي ها و بي مهري ها را نداشت. باشد که جوانان اهل موسيقي ما که راهي اين حرفه مي شوند بدانند که هنرمندان زاييده رنج زمان هستند و بايد از دشواري هاي زيادي عبورکنند. بايد توجه داشته باشند اين ذات آتشين هنر ماست که گرم کننده زندگي ما خواهد شد. بايد مراقب سلامتي روح و جسم مان در هر شرايطي باشيم. هنرمندان متعلق به مردم هستند و خلاقيت و طول زندگي آنها بايد مراقبت شود. دولت ها نيز بايد بدانند ملتي که هنر ندارد مرده است و اگر ايران و نام بلندش تاکنون زنده مانده، به خاطر ذوق ملي مردم و هنرمندان فرهيخته آن بوده و هست. نظام جمهوري اسلامي وظيفه مند است تا آنجا که مي شود حرمت هنر و هنرمند را بيشتر نگاه دارد و نگذارد در تاريخ بنويسند که اين نظام سر دشمني با هنر به خصوص موسيقي معنوي ما داشته است. قوانين بايد بازنگري شود و همان گونه که در هزار و چهارصد سال در تمامي کشورهاي مسلمان جهان منطبق با زيست نوين زندگي تغيير کرده، بازنگري شود و کساني که با تعصب و چشمان بسته به اين هنر شريف نگاه مي کنند، تجديد نظر کنند. باشد که آن روز طلايي تحت توجهات همه رهبران بارز و سرآمد کشور ايران روزي از راه برسد. در انتها از خانواده مشکاتيان عزيز عذرخواهي مي کنم که به خاطر نبودنم در ايران نتوانستم به اين عزيزان داغديده به خصوص مادر گرامي و فرزندان شان تسليت گفته و در غم و اندوه آنها شرکت داشته باشم.

                               روحش شاد و دل همه عاشقان او گلگون باد

پیام استاد محمد رضا لطفی در سوگ مشکاتیان

استاد لطفی در غم مشکاتیان

 

لطفي: با درگذشت «مشكاتيان» اهل موسيقي در بهتي عظيم فرو رفت.

محمدرضا لطفي در پيام تسليتي، درگذشت مشكاتيان را سوگي سنگين و بهتي عظيم براي جامعه موسيقي عنوان كرده است.


ایشان که در خارج از کشور به سر می رود،در پیام خود اورده است:

پرويز عزيز از ميان ما رفت، خانواده، رفقا و دوستان و جامعه اهل موسيقي را در سوگي سنگين وبهتي عظيم فرو برد.
وي در ادامه اين پيام آورده است: مردماني چند در طي بيش از 30 سال با آثار جاودان او و طنين پرشتاب مضرابش زيسته‌اند و بهترين و تلخ‌ترين لحظات عمر خويش را با ساز او قرين بوده‌اند. چند سال جان خاطره خود را مرهون احساس و ساخته‌هاي زيباي او مي‌دانند. من به عنوان دوستي ديرينه اين داغ جانگداز را به جامعه موسيقي و خانواده او خصوصا مادر داغدار و آوا و آيين عزيز تسليت گفته برايشان آرزوي طول عمر مي‌نمايم.
در ادامه اين پيام مي‌خوانيم: متأسفانه نبودم تا قطره‌اي باشم در اقيانوس داغدارش. از راه دور به روح بزرگ پرويز عزيزم درود مي‌فرستم كه چنين آثار جاودان موسيقي را براي ما و نسل هاي پس از ما به ياد گذاشت و رفت.
او به جاودانگي موسيقي ايران زنده است

سخنرانی استاد شجریان در مراسم مشکاتیان

استاد شجریان در غم مشکاتیانبه گزارش خبرنگار موسيقي فارس، مراسم ختم و يادبود «پرويز مشكاتيان» شب گذشته با حضور خيل عظيمي از هنرمندان از جمله حسين عليزاده، محمدرضا شجريان، محمدرضا درويشي، همايون شجريان، كيوان ساكت، پشنگ كامكار، اردشير كامكار، سعيد فرج‌پوري، داريوش پيرنياكان، سامان احتشامي، شهرام صارمي، هنگامه اخوان، فريبا داوودي در مسجد جامع شهرك غرب برگزار شد.


پس از مراسم مداحي ، محمدرضا شجريان با پس از خواندن شعري گفت: پرويز رفت و ما را داغدار كرد. الگوي زندگي او انديشه خيام بود و سالها با اين انديشه زيست و در نهايت به معشوقش كه خيام بود، رسيد.

وي ادامه داد: پرويز خانه گرمش را با دو دسته گلش تنها گذاشت و رفت و راهي خيام شد همانند آنچه خودش مي خواست و داغش ما را كلافه كرد.

شجريان در خاتمه بيان داشت: حيف پرويز ما رفت. من تا اينجا آمده‌ام تا از همه عزيزاني كه براي تسليت هنرمندان اينجا آمدند و با مهرباني خودشان ما را دلگرم مي‌كنند، تشكر كنم. براي همه سرافرازي و دلخوشي آرزو مي‌كنم.

در ادامه اين مراسم، روحاني مسجد در خصوص موسيقي و تاثيرش بر انسان و نيز آثار فاخر مشكاتيان سخن گفت و با تشكر از حضور پرشور مردم و هنرمندان مجلس را به پايان رساند.

پ.ن:
تصاویر از مراسم را از اینجا ملاحظه کنید.

خبر از فارس

زیبایی بر بستر فاجعه..


زیبایی بر بستر فاجعه

همان طور که همگان مطلع اند،در این واقعه جانسوز و دردناک،همایون شجریان شعر اخوان ثالت با نام "قاصدک" را اجرا کردند.درصدد بودیم که این اجرای جانسوز را در وبلاگ قرار دهیم.به علت اینکه تا این لحظه فایل های که به دستمان رسیده بود تماما فاقد کیفیت لازم بود - به غیر از ضبط این اثر توسط دوست عزیزم کاوه - تنها نسخه ای که هم از کیفیت صدا و هم تصویر قابل قبولی برخوردار بود برای گذاشتن روی وبلاگ در نظر گرفته شد.این فایل متاسفانه کامل نیست و قسمت های پایانی این اجرای حزن انگیز را با خود ندارد.که پیشاپیش عذر خواهی می کنیم.در ضمن برای دانلود کافی است روی کلمه "دانلــود کنید" کلیک و کنید و یکی از سه فایل موجود را انتخاب کنید.از سه فایل موجود یکی فایل تصویری از اواز است و دو فایل دیگر نسخه صوتی این اواز خوانی است.امیدوارم که مقبول گردد.

                                                            دانلود کنید      
                                                      از اینجا دانلود کنید.. 
پ.ن:
 همچنان خبری و پیامی از استاد محمد رضا لطفی منتشر نشده است. که جای بحث دارد..

همایون شجریان اواز خواند...

تصاویر تشییع پیکر پاک هنرمند فرزانه استاد مسلم سنتور،پرویز مشکاتیان - بخش اول

                                 

                                                                       
                                                         از اینجا دانلود کنید.
                                                        پسورد:bihamegan
 
پ.ن:


 غایب بزرگ این مراسم جناب لطفی بودن که امیدوارم  علت عدم حضورشان  سفر به خارچ بوده باشد.