نرم نرمک می رسد اینک بهار...
رنگ تازه می زند بر سبزه زار
می شود هنگامه گشت و گذار
از ترافیک شب عیدی هوار...
این شده حرف دلم این روزها:
خوش به حال بچه مار خوش به حال بچه مار
توی این وضعیت پوند و دلار...
در می آید دائماً از ما دمار
این مرفه های ماکسیما سوار
می روند در ساحل دریاکنار...
عده ای هم مثل ما ها بی قرار
توی پستوها... همین گوشه کنار،.
مصرعی در بیت بالا حذف شد...
خوش به حال بچه مار خوش به حال بچه مار،
بوی عیدی بوی توپ بوی انار،
بوی کاغذ رنگی و بوی کنار
بوی ام شی... بوی گند زهرمار
بوی ترشی سیر در موی نگار
بار عام بی ریای شهردار
کسب رای حداکثر -بی شعار-
هی سفر کردن ز قم تا سبزه وار
کرده گویا این جهان «موشک» ویار
توی این وضعیت مشکوک، وار...
خوش به حال بچه مار خوش به حال بچه مار
سال قبلی سال خوب و ماندگار...
عده ای تشنه و یک عده خمار
ساقی امشب نی بده پپسی بیار
خوش به حال بچه مار خوش به حال بچه مار
گیر کردن توی دوران گذار
بین سنت و مدرنیته(2بار)
حکم اجبار قبول اختیار...
هرمنوتیکی بنابر اضطرار...
کانت هم می گفت در هر منبری...
خوش به حال بچه مار خوش به حال بچه مار
احترام واجب میتی کومان
قافیه انتصابی جای «آر»
بحث تجدید نظر در اختیار
خربزه دارد بهاران با خیار...
قالب شعر جدیدی ساختم... .
خوش به حال بچه مار خوش به حال بچه مار
انقباض دفعی نصف النهار
شوتمان کردند بیرون از مدار
بعد چاوس... شاه ماداگاسکار... .
درد ما را نیست درمان الفرار،
وصل ما را نیست هجران... الغیاث...
خوش به حال بچه مار ؟، خوش به حال بچه مار
سیستم نوآوری در احتکار
با شعار هر نفر یک رانت خوار
اخذ رشوه واسه پایان کار
کشور اخلاق و علم و ابتکار
گشته استثنائاً این مصرع چنین:
نیش لق بچه مار، خوش به حال روزگار
شست وشوی مغزها در چند بار
بار اول توی تشت دسته دار
بار دوم درـگوانتانامو- بند چهار
توی سطل توی لگن توی تغار
بعد شستن تازه می فهمی چرا:
«خوش به حال بچه مار خوش به حال بچه مار»
توی کانال یک و پنج و چهار
با دو و شیش و سه و بازم چهار،
عده ای با وعده های بی شمار...
می دهند آمارهای خنده دار
حال کردم... قافیه تکرار شد
خوش به حال بچه مار خوش به حال بچه مار
جنگ های لوس و جلف و گریه دار
منع پخش سازهای شبهه دار
کردن دائم به دولت افتخار
وقت شام و ناشتایی و ناهار
خوش به حال مردمان این دیار...
گور بابای فک و فامیل مار
خوش به حال بچه مار خوش به حال بچه مار
چند دانشجونما در انحصار
جملگی از زندگیشان شرمسار...
شاعری می گفت با حال نزار...
زیر مشت و سیلی و زیر فشار
منقطع... آرام... با لحن رمانس:
خوش به حاااال بچه مار... . خوش... . به حال... . بچه مار
توی این وضع ...
شیر تو شیر یمین اندر یسار
ریزعلی انگشت کرده در قطار
حفره سد کرده پطروس را مهار
می نویسد گربه هی حرف قصار:
نرم نرمک می رسد اینک بهار... .
خوش به حال بچه مار خوش به حال بچه مار
شعر از نیما دهقانی
چاپ شده در اخرین ویژه نامه بهاری روزنامه بهار مورخ بیست و هفتم اسفند ماه و هشتاد و هشت