همایون ما را راضی نکرد...!

همیشه نوشتن و نقد کردن کارهای خانواده شجریان با اکراه نانوشته همراه بوده، هر گاه مخاطب عامی چون ما بخواهد برای دلش هم که شده چند خطی از باب یکی از آلبوم  و کارهای این خانواده به رشته ی تحریر درآورد ناچار به خود سانسوری بوده است. هر فردی که عزم نوشتن درباره این خانواده برومند می کند ابتدا پی هجمه ها را به خود می مالد و بعد از هزاران بار سبک و سنگین کردن جملات  و سخن ها رضا می دهد که منتشر کند آنچه نوشته است. به همین خاطر کمی گفتن برای ما و افرادی مانند ما سخت است و باید عواقب چنین اقدامی را برای خود روشن کنیم و به نیکی دریابیم که کافی است از پل انصاف کمی متمایل شویم تا درو کنیم  آنچه کاشته ایم.بنابراین سعی خواهیم کرد در حد فهم و درک و برداشت خود که جنبه ی شخصی هم دارد و تنها اعتقادات و نظریات یک مخاطب ساده ی عام است را بگوییم! بدون هیچ گونه اغماضی..چون باور داریم که کلمه شجریان آنقدر بزرگ و بلند است که با گفتن کسی چون ما پایین نیاید و با تمجید ما بالاتر نرود.تو خود بخوان این حدیث مفصل را…

                                                 ادامه مطلب در آوای دل                                          

فیلم مستند شبکه بی بی سی از زندگی استاد شجریان

تلویزیون فارسی بی بی سی در روز یکشنبه ۱۶ مه (بیست و ششم اردیبهشت ماه) برای اولین بار فیلم مستندی در باره استاد محمد رضا شجریان پخش می کند که او در آن از زندگی، آثار و همچنین نظراتش در باره تحولات سیاسی اخیر در ایران بی پرده سخن می گوید.

شجریان به عنوان یکی از استادان مسلم موسیقی اصیل ایرانی همیشه در دل میلیون ها نفر از دوستداران موسیقی جایگاه ویژه ای داشته، ولی پس از رویدادهای انتخابات مناقشه برانگیزخرداد ماه سال گذشته در ایران و مخالفت صریح او با سیاست های محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری ایران، محبوبیت او باز هم افزوده تر شده است.

شجریان یکی از معدود خوانندگان موسیقی اصیل است که همیشه با زمانه حرکت کرده و خودش در این فیلم مستند می گوید که اگر کسی شعرهایی را که او در سی سال اخیر اجرا کرده مطالعه کند، تاریخ معاصر ایران را بهتر درک می کند.

درواقع کارهای شجریان در سی سال اخیر پژواک روزگار است.

ما برای ساختن این فیلم تقریبا یک ساعته حدود یک هفته را با شجریان در قونیه از شهرهای ترکیه به سر بردیم. او در این فیلم توضیح می دهد که چگونه شورای موسیقی رادیو تهران در اواسط دهه چهل شمسی او را در امتحان آواز خوانی رد کرد و سرانجام چگونه به رادیو راه یافت و اولین باری که صدایش از رادیو ایران پخش شد چه احساسی داشت.

شجریان که درجوانی کار خود را با قرائت قران آغاز کرده بود و با پدرش در جلسات قرائت قران شرکت می کرد، در این فیلم مستند آشکار می کند که پدرش با خواننده شدنش مخالف بود و او برای اجتناب از دلگیر شدن پدرش در ابتدا با نام مستعار سیاوش بیدکانی آواز می خواند.

در این فیلم با زوایایی از شخصیت شجریان آشنا می شنویم که کمتر شناخته شده است. او با آنکه از لحاظ هنری در اوج شهرت و محبوبیت قرار دارد، ولی شخصیتی متواضع و دوست شدنی دارد و به خصوص رفتارش با اعضای گروه موسیقی اش که اکثرا جوان هستند بسیار دوستانه است.

یکی از لحظه های شاد این سفر برای من نبرد با استاد شجریان در صحنه تخته نرد در یکی از قهوه خانه های قونیه بود. باید بگویم که شجریان در خوانندگی عالی است ولی نه در تخته نرد (البته این بخشی از رجزخوانی رایج در تخته است و شما نتیجه واقعی نبرد ما را در این فیلم خواهید دید).

در این فیلم مستند، ما برای اولین بار تصاویری را از شجریان نشان می دهیم که تا به حال هیچ جا دیده نشده است، از جمله تصاویر اجرای آخرین کار او یعنی "تفنگت را زمین بگذار". او می گوید که هدفش از اجرای این ترانه این بوده که به حاکمیت بگوید نباید به صدای اعتراض مردم با گلوله پاسخ بدهد. همچنین در این فیلم برای اولین بار ترانه ای را با صدای همایون و مژگان شجریان بر اساس شعری از اسماعیل خویی (صدایت را دوست دارم) می شنویم که آن را برای آغاز هفتادمین سال زندگی پدرشان اجرا کرده اند.

شجریان در این فیلم توضیح می دهد که در زندگی اش هیچ گاه گرایش سیاسی خاصی نداشته، ولی می گوید که همیشه با خواسته های مردم برای آزادی و دموکراسی همسو بوده است. او معتقد است که هنرمند باید با روزگار خود حرکت کند و با مردم همراه باشد .شجریان در این فیلم بی پرده تر از همیشه نظراتش را در باره حکومت ایران، جنبش اعتراضی در کشور و برخورد حکومت با این جنبش بیان می کند.

او معتقد است که مردم ایران برای رسیدن به آزادی، گذار دشواری را در پیش دارند ولی تاکید می کند که مردم سرانجام پیروز خواهند شد.

او خود را ترانه خوان مردم ایران می داند و می گوید که باکی ندارد که اگر مقامات او را برای بیان صریح نظراتش به زندان بیندازند.

پ.ن:

تنها تخته نرد بازی کردن استاد را کم داشتیم :D))


شعری از استاد شفیعی کدکنی در غربت

این روزها بهار و بنفشه
معنای دیگری به من آرد
وزلونِ دیگری ست
زرد و سفید و صورتی و گاه قهوه ای
با چهره ای به گونۀ مردم
با چشم و دهان و تبسّم

شاید که دلپذیر و قشنگ است
کز دوده و تبارِ فرنگ است
شاید کمی اَجق وَجَق ، از دور
در دیدگان اهلِ نشابور!

یا آن بهین بنفشۀ ایرانیِ کبود
حُسنِ فرنگ آمد و آن رنگ را ربود
تا چند سالِ دیگر
( دردا و حسرتا!)
کس را به یاد نیست که خود بود یا نبود...



دست نوشته استاد شجریان پیرامون کنسرت همایون شجریان

شب چهارشنبه اول ارديبهشت ماه هشتاد و نه، وقتي براي ديدن برنامه كنسرت همايون و علي قمصري و گروه حصار به سالن ميلاد وارد شدم در ابتدا شور و هيجاني از حق شناسي و تشويق باشندگان را شاهد بودم كه در پاسخ به آن هرچه مي‌كردم باز ناتوان بودم. لحظه‌اي آرام گرفتيم تا با ورود هنرمندان جوان رقص رنگين كمان صداها و چهچهه‌ها آغاز شود.
نظم سالن خوب بود و صدابرداري از هميشه بهتر بود.

گروه همنوازان حصار، جوانان برخاسته از اصالت فرهنگ خانواده‍‌هاي موسيقي ايران با سرپرستي و آهنگسازي علي قمصري در كنار همايون از برخي ديواره‌ها و حصارهاي دست و پا گير سنت‌هاي كهن گذشته، ضمن احترام و فراگيري و حفظ نژادگي هنر آوا و نواي برخاسته از فكر و دست و پنجه و حنجره و دلهاي سازندگان و حافظان نغمات، مقامها و رديفها و آهنگهاي زندگي مردمان هر گله از سرزمين پهناور و كهن ايران زمين، نداي انباشته در انديشه و دلهاي معصومانه خود را، بگونه‌اي ديگر از عرف گروه‌نوازيهاي شناخته شده صد ساله اخير كه هركدام در زمان خود تحسين برانگيز و دلنشين بوده‌اند، با واژه‌ها (موتيفها) و نغمات و رنگين كمان صداهاي زيروبم و ريتم‌هاي پر شور و حال برخاسته از دل علي قمصري را به گوش جان رساندند.

شنونده در اين شب مي‌بايد چهار تا چشم و گوش ديگر از كنار دستي خود قرض مي‌گرفت تا ببيند و بشنود اين جوانان پرانگيزه چه فتنه‌اي بپا كرده‌اند.

پنجاه سال است كه در موسيقي حرفه‌اي در كنار اساتيد و هنرمندان بزرگ و صاحب سبك و آفرينش بوده‌ام. از آنها آموختم و نيز ارائه و تدريس كردم، با ديگر موسيقي‌هاي پيشرفته ملل كم و بيش آشنا بوده و به‌دقت گوش كرده‌ام، از كلاسيك تا جاز و پاپ ماندگار گرفته تا موسيقي‌هايي كه هرچند سال يكبار از درون جوامع برمي‌خيزد و فروكش مي‌كند را شنيده‌ام، اما انديشه ريتميك آهنگيني بدينگونه كه ثانيه‌هاي زودگذر را متوقف كند وهر ثانيه بيش از ده صداي هماهنگ در پيوند با واژه‌هاي دلنشين و ريتمهاي تركيبي و پيچيده را بيافريند تا بحال نديده‌ام، منظورم سرعت در نوازندگي نيست بل در زماني زودگذر پيوند هنرمندانه و منطقي صداهاي يك واژه از جملگان بر آمده از انديشه علي قمصري است، كه با تردستي نوازندگان پرشور و جوانش همچون چكاچك شمشيرهاي آهنگين سرداران جوان، گاه مي‌جنگد و گاه نغمه همنوائي سر ميدهد و گاه چون آواز عاشقانه مرغان كوچك و بزرگ جنگلهاي سرسبز كه با نغمه دلبري و دلدادگي جفت خود را به ميهماني زندگي مي‌خوانند بگوش جان مي‌رسيد.

اينهمه برخاسته از شهامت جواناني است كه در شرايط مناسب، بار درون خود را آزاد مي‌كنند و شور و شادي مي‌بخشند.

هر بار كه شاهد شهامت هنرمندانه هنرمندي خلاق بوده‌ام ديده‌ام كه چگونه دلهاي زمانه تسخير او شده و با او زندگي كرده‌اند، نمونه آشكارش استاد حسين عليزاده است كه آغازگر راهي در آهنگسازي و همنوازي شد كه هنرمندان بعد از او اين جرات و شهامت را پيش رو دارند و موفقيت او را همچنان شاهدند.
علي قمصري بشكلي گاه نه چندان دور و گاه متفاوت و مخصوص خود صداهاي زير و بم و هماهنگ را ببازي هنرمندانه ميگيرد و چون آبشاري بر دل شنونده مي‌ريزد. شهامتش از حد گذشته و گستاخانه صداها را مجبور به همزيستي مسالمت آميز مي‌كند.

از طرز كارش پيداست كه امكانات سازها و نوازندگان را به خوبي مي‌شناسد. تك تك نوازندگان جوان، سامان صميمي ، نگار خاركن، نوشين پاسدار، عربشاهي، مصباح قمصري، رضائي نيا، نصيري و آئين مشكاتيان همگي در صحنه خوش درخشيدند و بهنگام توان و استعداد همنوازي و همنوايي خود را نشان دادند. سهراب پورناظري شهامت و استعداد فوق‌العاده‌اي در نوازندگي و هماهنگي از خود نشان داد. علي قمصري خود چيره‌دست و مسلط ساز را در اسارت خود داشت و صحنه را به خوبي اداره مي‌كرد.
چنين قطعات سريع و پيچيده را در استوديو به‌راحتي مي‌توان با چند بار تكرار ضبط كرد اما براي صحنه جرات و اعتماد به نفس و تمرينات فشرده را طلب مي‌كند كه همگي داشتند.

همايون نشان داد كه فرزند خلف نغمه و آواز است و ريتم‌ها هر قدر تركيبي و پيچيده باشند به‌راحتي از عهده بر مي‌آيد و با استفاده از تكنيك خود تحسين و تشويق همگان را بر مي‌انگيزد.
در آن شب، اين جوانان پر استعداد كاري كردند كه هر بيننده‌اي بپا مي‌خاست و با كف زدن‌ها و فرياد شادي سالن را روي سر خود مي‌گذاشتند.

در چهره علي قمصري به خوبي ديده مي‌شد پديده‌اي است پرانگيزه كه مي‌تواند صحنه‌هاي بين‌المللي را تسخير كرده و شگفتي بيافريند.
در همين جا با ذكر نكته‌اي معترضه به پدران و مادران و مسئولان امور بسنده مي‌كنم.
كه توان و استعداد جوانان را باور كنيم. انباشت اين نيروهاي پرانگيزه و هدف را ناروا داشته، راه آزاد شدن و به هدف رسيدن آنها را فراهم كنيم. ما در همه زمينه‌هاي اجتماعي، از رياضي و فيزيك و صنعت و هنر گرفته تا پزشكي و ورزش و فرهنگ و ... فراوان نيروهاي انباشته در درون جوانان داريم كه بايد راه آزاد شدن مفيد اين نيروها را دريابيم و برنامه‌ريزي كنيم تا به‌شكل شايسته‌اي در جهت تعالي زندگي آينده مردم به پيش رود و آرامش اجتماعي ببار آورد. و الا  انباشت و فشردگي آن به انفجاري تبديل شده كه جز ويراني، پريشاني جامعه و پشيماني حاصلي ببار نخواهد آورد.
يك از صدها سخن اين بود و ما گفتيم

محمدرضا شجريان 1389/2/2

گزارش شب اول کنسرت همایون شجریان - تالار همایش های برج میلاد

اولین شب کنسرت همایون شجریان به همراه گروه همنوازان حصار دوشنبه شب در سالن همایشهای برج میلاد با استقبال مخاطبان برگزار شد.

به گزارش خبرنگار ما، این کنسرت که پیش از این قرار بود فقط در روزهای 30 و 31 فروردین برگزار شود در حالی به روی صحنه رفت که قبل از شروع کنسرت خبر تمدید آن برای دو شب دیگر در تاریخهای 1 و 2 اردیبهشت اعلام شد.

برنامه همایون شجریان و گروه همنوازان حصار از ساعت 20/15 و با 15 دقیقه تاخیر آغاز شد که در همان ابتدای کنسرت تقریبا تمامی صندلیهای سالن پر شد. در شروع برنامه از میان اعضای این گروه 11 نفره همایون شجریان، علی قمصری، آئین مشکاتیان، سهراب پورناظری و مصباح قمصری به روی صحنه آمدند و برنامه خود را با اجرای مقدمه دشتی به همراه آوازهای"بی دل و بی زبان" و "صنما"آغاز کردند.

سپس قطعات"چهار مضراب" و "تصنیف خاکدان عشق" اجرا شد و پس از آن سایر اعضای گروه در میان تشویق حاضران به آنها پیوستند. در این بخش همایون شجریان و همنوازان حصار به ترتیب قطعات"ساز و آواز نقش خیال"، "تصنیف توبه شکن"، "ضربی نهفت به همراه آواز نهفت" و "تصنیف شهر به شهر" را اجرا کردند.

پس از آنتراکت 20 دقیقه ای دوباره گروه برای اجرای بخش دوم برنامه در دستگاه چهارگاه به روی صحنه آمد و مانند قسمت قبل کار خود را با اجرای آوازی با عنوان"برون از دیده ها" آغاز کرد. در ادامه برنامه گروه قطعات دیگری را با عنوان"تصنیف در عاشقی"، "تکنوازی تار"، "تصنیف آب، نان ، آواز"، " ساز و آواز شوشتری"، "تصنیف به جان تو"، "ساز و آواز گناه عشق" و "تصنیف هوای گریه" برای حاضران اجرا کرد.

در پایان برنامه نیز در حالی که مردم با تشویقهای ممتد خود خواستار اجرای تصنیف"مرغ سحر" بودند همایون شجریان گفت"از آنجا که مکررا تصنیف مرغ سحر را اجرا کرده ایم اگر موافق باشید این بار برنامه را با اجرای یک قطعه هیجانی به پایان ببریم". این در حالی بود که همایون در نشست خبری همین کنسرت نیز به خبرنگاران گفته بود که منتظر یک سورپرایز برای بخش پایانی برنامه باشند. با این حال همایون و گروه همنوازان برای بخش پایانی یکی از قطعاتی را که در کنسرت قبلی اجراشده بود را دوباره اجرا کردند که این موضوع باعث دلخوری بسیاری از حاضران در سالن شد

از نکات دیگر برگزاری این کنسرت نحوه برخورد حراست سالن همایشهای برج میلاد بود که در اقدامی عجیب از خروجی اتوبان چمران و از ابتدای خیابانی که به برج میلاد ختم می شد بلیتهای خودروها و عابران پیاده ای که به سمت ساختمان برج میلاد در حرکت بودند را با برخوردی که جای سئوال داشت کنترل می کردند. این در حالی بود که در حین ورود به سالن نیز بلیتهای مخاطبان در گیت هایی که به همین منظور در نظر گرفته شده بود یک بار دیگر کنترل می شد.


پ.ن)

برداشت از مهر+