lotfi/alizadeh

علاءالدين حسيني/اعتماد
در اخبار آمده بود که محمدرضا لطفي به همراه گروه هاي همنوازان و بانوان شيدا در بخش ويژه بيست وچهارمين جشنواره بين المللي موسيقي فجر و در قالب آثار ماندگار دهه اول انقلاب آثاري از چاووش را اجرا خواهد کرد. خوانندگي گروه همنوازان بر عهده محمد معتمدي و بانوان شيدا به خوانندگي عليرضا شاه محمدي خواهد بود. اين در واقع مرور خاطرات موسيقايي آنهايي است که با موسيقي آن دوران زندگي کرده اند هرچند شنيدن اين آثار براي نسل جوان امروز نيز خالي از لطف نخواهد بود.

  در بحبوحه انقلاب، گروهي از جوانان خوش فکر عرصه موسيقي ايراني همپاي انقلاب آثاري را خلق کردند که در تاريخ مصوت اين مرز و بوم ماندگار شدند. آثار آن دوران را مي توان در دو قالب موسيقي ارکسترال با سازهاي موسيقي کلاسيک (لاله در خون خفته، ملت براي ارتش، قبله خلق...

     اصل خبر را در صفحه آخر ویژه نامه روزنامه اعتماد از اینجا برداشت و مطالعه فرمایید.

    دیگر عناوین و موضوعات در این ویژه نامه شامل..

پارادایم چاووش نوشته فرخزاد لایق

  خلاصه..براي من بسيار دشوار است که بتوانم در تمامي حرکت هاي موسيقايي سه دهه اخير، چيزي فراتر از حوزه اين پارادايم بيابم. گروه هاي مطرح اين دوران، نظير «کامکارها» و «دستان»، هم تاريخ محصول «چاووش» بوده اند و هم به کلي تحت سيطره آن نگاهند. آيا با نگرش موسيقي کنوني ما در حوزه اين پارادايم، فهم اين پديده سهل تر نخواهد بود که چرا همه چيز در اين فضاي موسيقايي، سال هاست يک طعم و بو را مي دهد و چرا همه بيهوده به دنبال طراوت و بکارتي در حوزه اين پارادايم اند و اوج حرکت هاي موسيقايي ما، حس نوستالژيک بازگشت همان طعم اوليه در شکل ابتدايي خويش است، و همه غصه دار آن هستند ..


کاش می شد شب را هم ..نوشته حمید متبسم

  خانه يي که به دور از هر گونه تبعيض پذيراي همه اهالي اش مي شد. توليد موسيقي ناب هنري تنها هدف همگاني ما بود که به اتکاي دانش هدايت کنندگان چاووش، محمدرضا لطفي، حسين عليزاده و پرويز مشکاتيان و همت همکاران ديگر ميسر مي شد. تاثير فرهنگي چاووش را امروز در آثار ارشد تهماسبي، سعيد فرجپوري، اردشير کامکار، مجيد درخشاني، نگارنده و ديگر فرزندان آن خانه مي توان ديد..

هوای تازه نوشته امیر ملوک پور..

  سنگ بناي فعاليت هاي کانون چاووش توسط محمدرضا لطفي با حمايت هاي معنوي هوشنگ ابتهاج گذاشته شد که شايد در وهله اول کمتر کسي مي توانست ادامه يي نسبتاً متفاوت را براي آن متصور شود. در واقع اگر به طور کلي و اجمالي سير تحولات و 10 مجموعه يي که به طور رسمي توسط اين کانون توليد و به بازار عرضه شدند را مورد مطالعه و بازبيني قرار دهيم، خواهيم ديد که نقطه آغاز و پايان فعاليت هاي اين کانون با ديدي صرفاً هنري همراه بوده و در ميانه راه، در واقع از دومين تا هشتمين چاووش، تاثير فضاي ملتهب سياسي آن دوران و نقش آن در کيفيت آثار ارائه شده و ذهنيتي که به نوعي در تاريخ موسيقي ايران، يکي از مهم ترين و تاثيرگذارترين عوامل در جهت حرکت رو به جلو در موسيقي سنتي ايراني به حساب مي آمد انکارناشدني به نظر مي رسد..

مردم هم دل سپرده بودند..محمود توسلیان..

  همين طور کامکارها. در واقع يک ذوق مرکب و متنوع به لحاظ موسيقايي بر اين جريان حاکم است. از نظر تکنيک و توانايي هم اين حلقه طيف وسيعي را در خودش جا دارد. افزون بر همه اينها آن انديشه متعالي که بعد از انقلاب شکل گرفت را نيز در نظر بگيريد. اين انديشه متعالي، يک نگره مردمگرا بود نه يک تفکر مردم خواه. در واقع با طلوع چاووش نوعي از موسيقي پا به عرصه گذاشت که آرمان ها و خواست هاي مردم در اشعار و ملودي هايش موج مي زد. از سوي ديگر بايد به ريشه افرادي که در اين گروه حضور داشتند، اشاره کنم. آنها بر بستر و بنيان بسيار اصيلي از موسيقي سنتي ما روييدند و بالا آمدند..