يادم مي آيد صبح که بيدار شدم، دود عود استاد شجريان را گوش مي دادم؛
روزنامه اعتماد/شنبه ۱۴ دی ماهنمي دانم براي چه اين تيتر را انتخاب کرده ام چون هيچ ربطي به سطوري که در پي خواهد آمد ندارد. اصلاً چرا بايد تيتر هميشه به مطلب ربط داشته باشد. تا اصل موضوع يادم نرفته به سراغش مي روم. در تاکسي نشسته بودم. مطابق همه محرم هاي پيشين که تاکسي ها يا راديو گوش مي دهند يا به صداي بسيار بلند مداحي ها دل مي سپرند ، راننده اين تاکسي هم راديو را روشن کرده بود. و باز مثل هميشه موج راديو روي صد و چهار مميز هفت تنظيم شده بود. حدود ده دقيقه يي هم به موعد اخبار باقي بود. صداي ني به سختي شنيده مي شد. از راننده خواستم صداي راديو را بيشتر کند. پس از نگاه عاقل اندرسفيهي که انگار درخواست خلاف شرعي از او کرده باشم پيچ راديو را کمي چرخاند تا صداي سه تار را هم بشنوم. برنامه تکنوازان بود. شک نداشتم که سه تار احمد عبادي بود و ني حسن کسايي. تنبک را هم پنداري آقا جهانگير ملک مي زد. گهگاهي هم آرشه بديعي به سيم هاي ويولن مي خورد تا در نهايت قطعه ضربي در مايه سه گاه ترافيک عجيب و غريب خيابان را قابل تحمل تر کند.
رسيدنم به ايستگاه پاياني با فرود تکنوازها به سه گاه مصادف شد تا صداي زنگ اخبار اعصاب خردکن راديو پيام بدرقه ام کند. پياده مي رفتم و مي انديشيدم به رسانه ملي. به اينکه چه کسي و با چه سياستي و چه شيوه يي موسيقي ها را براي پخش آن هم در فراگير ترين و پرشنونده ترين راديو عهده دار است. ماه محرم هر سال که مي رسد به طور طبيعي و برحسب ضرورت آهنگ هاي پخش شده در رسانه ملي رنگ اندوه به خود مي گيرد؛ رنگي که با روحيه مذهبي مردم هم سازگار است. اما کاش کسي مي بود تا به يک سوال پاسخ دهد؛ چرا حجم پخش موسيقي سنتي در صدا و سيما در ايام محرم افزوده و بلکه چند برابر مي شود. نگارنده اگر بخواهد به اين سوال پاسخي درخور دهد فقط يک چيز بيشتر در ذهن ندارد؛ از نظر مجريان انتخاب و پخش موسيقي در راديو و تلويزيون موسيقي اصيل ايراني محزون است و بسيار غم انگيز و چون رسانه ملي دوست ندارد تماماً از مداحي هاي گاه با درونمايه ضعيف- که تعدادشان هم کم نيست- استفاده کند، پس رو به موسيقي اصيل ايراني مي آورد.
سخن درباره کج روي هاي صدا و سيما نسبت به موسيقي ايراني بسيار است که اگر گفته شود سر به بازار قلندر مي نهد که در اين مقال هم نمي گنجد. اما سوالي ديگر؛ رويکردي که رسانه ملي درباره پخش موسيقي در محرم پيش گرفته، چه ذهنيتي در مخاطب ايجاد مي کند. جز اين است که هر بار موسيقي اصيل ايراني به گوشش بخورد ياد بدبختي ها و غم هاي خود و نياکانش خواهد افتاد. آيا يکي از دليل هاي به محاق رفتن موسيقي ما همين نيست؟ کاش يکي بود و به اين پرسش پاسخي درخورتر مي داد.
يادم مي آيد صبح که بيدار شدم، دود عود استاد شجريان را گوش مي دادم؛ عقل کجا پي برد شيوه سوداي عشق...